logo
چرا نوآوری

چرا نوآوری

در گذشته بسیاری از سازمان ها با کمی خلاقیت نیز می توانستند در صنعت باقی بمانند. تمرکز بر روی کیفیت و نگهداری مشتریان به آنها مزیت رقابتی می داد. این روش همچنان شاید برای برخی از محصولات با عمر مفید طولانی و فرصت های کم نوآوری کاربرد داشته باشد.

با اینحال روند رشد جوامع و صنایع و عواملی مانند جهانی شدن و برونسپاری و اطلاعات، سازمان ها را ملزم به کارایی و اثربخش بیشتر می کند. سازمان ها به چیزی بیشتر از یک محصول خوب برای بقا نیاز دارند. سازمان ها به فرایندها و مدیریت نوآور که موجب کاهش هزینه ها و بهبود بهره وری شود نیاز اساسی دارند.

انتظارات مشتریان نیز میزان نوآوری در بازار را افزایش داده و مشتریان از محصولاتی استفاده می کنند که زندگی آنها را راحت تر کند. مشتریان مدرن اطلاعات بیشتری در مورد خرید و چگونگی خرید دارند. امروزه مشتریان متوسط را قبول ندارند چون می دانند همیشه مکان بهتری برای خرید وجود دارد.

نوآوری یکی از راههایی است که سازمان می تواند محصول خود را نسبت به رقبا متمایز کند. نوآوری دیگر یک انتخاب نیست بلکه یک الزام است. شرکت های رقابتی می دانند که با وجود آن که کاهش هزینه ها موجب بقای آن ها در کسب و کار امروزی می شود اما افزایش درامد به معنی بقای آن ها برای کسب و کار فردا است. چگونه می توان درآمد را افرایش داد؟ از طریق نوآوری

بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده در سال 2013 توسط یک موسسه پژوهشی، 90 % از مدیران موفقیت سازمان خود را بر پایه ایجاد نوآوری می دانستند. همچنین نوآوری موفق می تواند موجب عوامل زیر شود:

● افزایش فروش و سهم بازار
● افزایش رضایت و وفاداری مشتریان
● افزایش رضایت و تعهد پرسنل
● افزایش سود صاحبان سهام
● راهیابی سازمان به بازارهای وسیعتر و بین المللی
● افزایش دارایی های سازمان

نوآوری چیست؟

فرایند ایجاد و استفاده جدیدی از فرایند، محصول، خدمات و تکنولوژی و عرضه آن به بازار را نوآوری می گویند.

ایجاد نوآوری در سازمان فرایند بسیار پیچیده ای می باشد. فرایندی که از صاحبان سهام، مدیران ارشد، مدیران میانی و کلیه پرسنل باید در آن دخیل باشند. تفکر و ارائه ایده های نو اولین قدم برای نوآوری است اما کسب و کار وظیفه اصلی آوردن نوآوری را در میان مردم به عهده دارد.

سازمان می تواند استراتژی های مختلفی را مانند استراتژی اولین در بازار، پیروی از رهبر، فرصت گرایی و ...  را در زمینه نوآوری داشته باشد و نوع نوآوری که سازمان انجام می دهد را می توان به انواع مختلفی دسته بندی نمود. انواع نوآوری:

● نوآوری باز
● نوآوری مخرب
● نوآوری پیوسته
● نوآوری افزایشی

انتخاب استراتژی و نوع نوآوری که سازمان می خواهد انجام دهد باید به صورت هدفمند و نظام مند طراحی شود. به ندرت سازمان های موفق به صورت اتفاقی خلاقیت و نوآوری را ایجاد می کنند. بررسی سازمان های بزرگ و موفق نشان می دهد که ایجاد ساختاری نظام مند برای نوآوری به شدت می تواند نتایج بهبود قابل قبولی را در سازمان اجرا کند.

شرکت بهسان مدیریت پرشین تلاش می کند با توان علمی و شرکای تجاری بین المللی خود فرهنگ نوآوری و ساختاری هدف مند را در صنعت ایران راه اندازی کند. 

تفاوت نوآوری و اختراع:

در اقتصاد جهانی امروز، دستیابی به امری «نو» همواره مورد تقاضا است. اما لازم نیست که حتما چیزی کاملا جدید اختراع کنید تا موفق باشید. اختراع کردن امری شگفت انگیز است، ولی اگر بجای اختراع بر نوآوری در موضوعی که قبلا وجود داشته تمرکز کنید بسیار موفق خواهید بود.

اکثر ما همیشه مخترعین دیوانه ای را تصور می کنیم که ایده های غیر قابل کاربرد دارند. مانند سایر مباحث موجود در مطالعات بازرگانی، ما به فعالیت هایی اشتیاق داریم که به شرکت ها در تحقق اهداف آنها کمک کند، اهدافی مانند رشد، سودآوری، افزایش سهم بازار یا ثبات تجاری، پس موضوع نوآوری در این زمینه ارزش بیشتری نسبت به اختراع پیدا می کند.

«اختراع» در ناب ترین حالت خود یعنی خلق محصول یا معرفی یک فرآیند برای اولین بار. از طرفی «نوآوری» زمانی اتفاق می افتد که شخصی پیشرفتی حاصل کند یا در روند خدمات، پروسه ها و یا عملکرد محصولات تغییر چشمگیری ایجاد نماید.

نوآوری یعنی بهتر کردن یک مفهوم موجود. اخترع یعنی ساختن چیزی کاملا جدید؛ چیزی که از قبل وجود نداشته.

نوآوری ها را می توان در یکی از دو گروه زیر دسته بندی کرد:

1- نوآوری در محصول (یا خدمات)

همان گونه که از نام آن پیداست، این گروه از نوآوری ها مربوط به ارائه محصولات (یا خدمات) جدید یا ارتقای آنها در بازار است.

مزایای ممکن (با توجه به ارتباط آن با بازاریابی):

  • (FMA) یا مزیت حرکت اول که بعضی از مزایای زیر را نیز داراست؛
  • قیمت های بالاتر و سودآوری
  • ارزش افزوده
  • فرصت ایجاد وفاداری زود هنگام در مشتری
  • افزایش اعتبار به عنوان یک شرکت نوآور
  • مراودات عمومی (مانند پوشش خبری)
  • افزایش سهم در بازار

2- نوآوری در فرآیند

این نوع از نوآوری به دنبال راه های بهتر یا موثر تر برای

  • تولید محصولات موجود، یا
  • ارائه خدمات موجود است.

مزایای ممکن:

  • کاهش هزینه ها
  • افزایش کیفیت
  • پاسخ گویی بهتر در بخش خدمات مشتری
  • انعطاف پذیری بیشتر

 

نوآوری به تنهایی کافی نیست:

اکثر صنایع نوآوری را بر اختراع ترجیح می دهند. به هر حال باید با این حقیقت روبرو شد که نوآوری موضوعی جذاب تر است.

اما نوآوری به تنهایی کافی نیست. بیشتر مواقع شرکت ها بجای تمرکز بر مشکلات مشتریان بر تکنولوژی تمرکز دارند. ولی در حقیقت برای تبدیل یک ایده بزرگ به یک نوآوری که جهانی را تغییر می دهد، باید عوامل دیگری را نیز در نظر داشت.

طبق یک تحقیق انجام شده در Infosys Labs، برای تضمین موفقیت نوآوری شما باید ایده های خود را با اهداف استراتژیک و مدل های تجاری سازمان خود هم تراز کنید.

بر اساس یک تحقیق موجود در مدیریت نوآوری، ما به شما پیشنهاد می دهیم پنج موضوع اصلی را در نظر داشته باشید:

1- برتری رقابتی: نوآوری شما باید یک جایگاه رقابتی یگانه برای کسب و کارتان در بازار فراهم آورد؛

2- همترازی تجاری: عوامل متمایز کننده موجود در نوآوری شما باید در تمرکز استراتژیک شرکت و اهداف آن نمود پیدا کنند.

3- مشتریان: شناخت مشتریانی که از نوآوری شما سودمند می شوند امری مهم است.

4- اجرا: شناسایی منابع، فرآیندها، ریسک ها، شرکا و تامین کنندگان و همچنین اکوسیستم موجود در بازار همگی به یک اندازه در موفقیت نوآوری اهمیت دارند.

5- ارزش تجارت: برآورد ارزش (ارزش پولی، اندازه بازار، و غیره) یک نوآوری و اینکه یک ایده چگونه این ارزش را وارد سازمان می کند عاملی حیاتی در انتخاب ایده مناسب برای اجراست.

به تعبیری نوآوران هوشمند ایده های خود را طبق روش هایی طرح ریزی می کنند که در آن یک مفهوم جدید با چشم انداز کنونی بازار و موقعیت شرکت آنها در بازار سازگار و همگام باشد.

این تبعیت از اصل «وضع موجود» ممکن است کاملا با مفهوم نوآوری متضاد به نظر رسد. اما یک ایده که نیازمند تغییرات بی شمار در یک سازمان است، یا باعث عدم ثبات بیش از حد در بازار شود، هرگز به منصه ظهور نخواهد رسید.